بهزاد نبوی، عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به علت عود بیماری فتق به بیمارستان بقیه الله اعزام شده است و بنا بر تشخیص پزشکان این بیمارستان ضروری است که وی تحت عمل جراحی قرار گیرد.
به گزارش نوروز، نبوی که پیش از این به دلیل همین عارضه توسط دکتر ظفرقندی جراحی شده است، گفته است که ترجیح میدهد برای بار دوم نیز توسط پزشک معالج خود عمل شود، چرا که نمیتواند به پزشکانی که نمیشناسد اعتماد و اطمینان کند. دکتر ظفرقندی، قبلا به بهزاد نبوی توصیه کرده بود که این عمل جراحی را هر چه زودتر انجام دهد، که مشغله زیاد چریک پیر تا پیش از این عمل را به تعویق انداخته بود.
مهندس نبوی به دلیل تأخیر در درمان فتق که اکنون به مرحله حادی رسیده است، دچار افت فشار خون شده که به گفته پزشکان ممکن است خطرناک آفرین باشد. عمل "قلب باز" نبوی 67 ساله که در سالهای اخیرا انجام شده است نیز بر نگرانیهای خانواده وی از سلامتی بهزاد نبوی افزوده است.
یار دیرین شهید رجایی، در روز 23 خرداد بازداشت شد و در حالی که ساعت یازده روز بعد آزاد و به خانه بازگشته بود دوباره در نیمه شب همان روز پس از یورش ماموران به منزل وی، بدون ارائه کارت شناسایی و حکم بازداشت مجددا دستگیر شد. نبوی تاکنون فقط یک بار و با حضور بازجو با خانواده خود ملاقات کرده است که این ملاقات نیز سه ماه بعد از بازداشت او صورت گرفت.
بهزاد نبوی با سابقه وزارت و نمایندگی مجلس در جمهوری اسلامی و مدتها زندان در رژیم پهلوی، بر اساس اعلام نماینده دادستانی تاکنون از هرگونه اعتراف دروغ سرباز زده و تنها جملهای که از او در کیفرخواست آمده این است که "من به آقای موسوی خیانت نمیکنم".
جوانان رسا دست به دعا بر می دارند اما نمی دانند باید برای سلامتی او دعا کنیم یا آرزوی دیرینه اش یعنی "مرگ" ؟ باید برای آزادی اش دعا کنیم یا اینکه ایندفعه " سیانور فاسد نباشد " ؟
۱- از شنیدن این خبر خشم و اندوه وجودم را پر کرد .یاد ماه پیش که پدرم در بیمارستان بستری شده بود افتادم و ناراحتی ام به همان اندازه شد .
۲- از دوستانی که نتوانسته ام به آنها سر بزنم واقعا عذر خواهی میکنم . دلیل آن پاک شدن هستوری اینترنت اکسپلور ام است . از تمامی دوستان خواهش دارم در هنگام نظر دادن اسم سایت خود را هم قید کنند. ( حتی شما رفیق قدیمی ! )
میرحسین موسوی با اشاره به موفقیت طرح شعار «هر ایرانی یك ستاد» گفت: "امروز یك شبكه اینترنتی در فضای مجازی شكل گرفته است كه در فقدان رسانه بسیار مؤثر عمل میكند و هستههای اجتماعی كه در ورای این فضای مجازی فعال هستند آسیبپذیری كمتری دارند و اعضای این هستهها ماهیتی پویا به جنبش دادهاند كه ما را بیش از بیش به كارآمد بودن این تشكیلات امیدوار كرده است."
به گزارش پایگاه خبری پارلماننیوز، میرحسین موسوی در دیدار با شورای مركزی فراكسیون خط امام مجلس شورای اسلامی بر این نكته تأكید كرد كه احساس نیاز به وحدت ملی امروز بیش از هر زمان دیگری در كشور بین مردم احساس میشود و خطكشیهایی كه مردم را به گروهها و یا دستهبندی دیگری تقسیم میكرد اعتبار خود را از دست داده است.
نخستوزیر مورد تائید و حمایت امام راحل گفت: «جنبش سبز كه بعد از انتخابات در حال گسترش و تعمیق است شرایط خاص را در كشور ایجاد كرده است. كسانی كه بقای خود را در اختلاف میان مردم میبینند پیش از این خطكشیهای كاذبی را ایجاد كرده بودن كه موجب شده بود بخشهایی از مردم از نظام و حتی جامعه قهر كنند و گاهی این قهر خود را با تفاوتهای ظاهری اعلام نمایند، اما امروز بر اثر تغییراتی كه این جنبش ایجاد كرده است همانها به سرنوشت كشور علاقمند شدهاند.»
وی تأكید كرد:«اینكه مردم به هم مهربانتر شدهاند و آستانه تحمل آنها نسبت به یكدیگر بالاتر رفته است از دستاوردهای شرایط كنونی است كه اگر به عنوان یك فرصت به آن نگاه شود میتواند به كم كردن شكافها و تقویت وحذت ملی منجر شود.»
مهندس میرحسین موسوی درخصوص چگونگی ادارۀ تشكیلات راه سبز امید گفت: «به نظر من در شرایط كنونی كشور احزاب و تشكلهای گوناگونی وجود دارد كه وجود آنها مهم و مغتنم و ایجاد حزب جدید نمیتواند به ظرفیتهای موجود كشور اضافه كند، در حالی كه تقویت هستههای اجتماعی ظرفیت جدیدی را در جنبش اجتماعی مردم ایجاد و تقویت میكند.»
وی با اشاره به این مسئله كه ما این تجربه را از همان ابتدای شروع فعالیتهای انتخاباتی و با طرح شعار «هر ایرانی یك ستاد» بسیار موفق ارزیابی كردیم گفت:«امروز یك شبكه اینترنتی در فضای مجازی شكل گرفته است كه در فقدان رسانه بسیار مؤثر عمل میكند و هستههای اجتماعی كه در ورای این فضای مجازی فعال هستند آسیبپذیری كمتری دارند و اعضای این هستهها ماهیتی پویا به جنبش دادهاند كه ما را بیش از بیش به كارآمد بودن این تشكیلات امیدوار كرده است.»
کاندیدای اکثریت اصلاحطلبان در انتخابات دهم ریاست جمهوری یادآور شد:« برای نمونه برای روز قدس هیچ اطلاعیهای داده نشد، ولی این حضور عظیم در راهپیمایی روز قدس را شاهد بودیم و این در شرایطی بود كه با تهدیدات انجام گرفته و حوادثی كه در طول سه ماه گذشته اتفاق افتاده بود بسیاری از خانوادهها از حضور فرزندانشان در خیابان به دلیل نگرانیهایی كه داشتند جلوگیری كرده بودند، و این به جز نتیجه و اثر این شبكه نبود.»
مهندس میرحسین موسوی با تأكید بر این نكته كه حساسیت مردم نسبت به رفتار و اظهارنظرهای مسئولان بسیار زیاد است و هیچ حرف و عملی از دید آنان دور نمیماند به كلیه كسانی كه فكر میكنند اظهارنظر و اقدامات آنها در جامعه مؤثر است توصیه كرد در رفتار و گفتار خود دقت كنند، به فضای خشونت در جامعه دامن نزنند و به حساسیتهای مردم توجه داشته باشند.
وی با اشاره به اینكه امروز پاسخ مردم به اشتباهات این افراد بسیار سریع است به بیان دغدغهها و نگرانیهای خود از اشتباهات مكرر متولیان امور پرداخت و با بیان این نكته كه این متولیان براساس تحلیلی نادرست زمینهساز شرایط نامناسبی در آینده هستند كه میتواند هزینههای بیشتری را به كشور تحمیل نماید تأكید كرد:«برخی حوادث مانند اتفاقات بازداشتگاه كهریزك و برخوردهای خلاف قانون با افراد بازداشتی و نیز برخوردهای تند با دانشجویان فضای جامعه (به ویژه جوانان) را بسیار تند كرده است. برعهده همه است كه با خویشتنداری و بردباری و به ویژه اجتناب از برخوردهای ناخواسته از سوی عوامل امنیتی و انتظامی از رادیكالتر شدن فضای جامعه جلوگیری كنند.»
نخست وزیر دوران امام خمینی(ره) همچنین گفت:«جنبش اعتراضی مردم به مراتب بیشتر از مسئولان رسمی نسبت به منافع ملی متعهد است. كشورهای خارجی با امید بستن به عدم كارآمدی مسئولین مترصد امتیازگرفتن از كشور هستند ما باید صیانت از منافع ملی را در اولویت توجهات خود قرار دهیم. لذا ما نمیتوانیم با تحریم كشور و تضییع حقوق ملی خود توسط كشورهای دیگر موافق باشیم و نباید اجازه داده شود كه با رفتارهای ماجراجویانه هزینههای بیشتری به مردم تحمیل شود.»
مهندس موسوی ادامه داد:«امروز كسانی كه در سوابق عملكردشان شواهد روشنی از گرایش به غرب و بیگانگان وجود دارد ما را متهم به همسویی با منافع بیگانگان میكنند و یا سعی میكنند با پروندهسازی فضای فشار ایجاد كنند. ولی این اعمال سودی برای اینها نخواهد داشت، و بنده امیدوارم در كنار بدخواهی و تهمتزنی كمی عقل و تدبیر هم وجود داشته باشد.»
وی همچنین با اشاره به فضای كاملاً بسته و یكسویه تبلیغاتی كشور گفت:«ممكن است بخشی از مردم تحت تأثیر تبلیغات نادرست و گسترده تلقی درست و كاملی از اهداف و خواستههای جنبش نداشته باشند. همچنین این نگرانی وجود دارد كه مردم برای دستیابی به حقایق و اطلاعات درست به فضای رسانهای خارج از كشور اقبال كنند. در چنین شرایطی اقدام همۀ نخبگان، روشنفكران و صاحبنظران در توجیه مردم و تبیین شرایط كشور و روشنگری درخصوص حوازث یك تكلیف ملی است كه میتواند عملكرد نادرست و خلاف منافع ملی و یكسویه صدا و سیما را جبران نماید.»
میرحسین موسوی ادامه داد:« امروز تأكید یكپارچه در سطح ملی بر اجرای بدون تناول قانون اساسی یك راهبرد كارساز و راهگشاست. قانون اساسی میراث ماندگار امام و شهیدان و میثاق ملی ماست كه ظرفیتهای بسیار زیادی برای گذر از بحران كنونی در آن نهفته است، كه ما باید بر این ظرفیتها و استفاده از امكانات قانون اساسی به عنوان راه حل یگانه برای حل مشكلات كشور تأكید ویژه داشته باشیم.»
وی نقش مجلس شورای اسلامی و فراكسیون خط امام را در شرایط دشوار كنونی در كاستن از مشكلات كشور بسیار تأثیرگذار ارزیابی كرد و ابراز امیدواری كرد كه مجلس به این نقش خود در شرایط بحرانی كشور به درستی عمل نماید.
در ابتدای این دیدار اعضای شورای مركزی فراكسیون خط امام مجلس شورای اسلامی ضمن ارائه تحلیلی از شرایط حساس كشور و حوادث پس از انتخابات، به بیان دیدگاهها و نقطهنظرات خود در این خصوص پرداختند.
بیانیه شماره 13 میرحسین موسوی
بسم الله الرحمن الرحیم
راهپیمایی روز قدس امسال در روند حوادث چند ماه گذشته بدون تردید یک نقطه عطف محسوب میشود. نتایجی بسیار مبارک از آنچه در این مناسبت اتفاق افتاد انتظار میرود که مختص به یک سلیقه و یک گرایش نیست، بلکه فضلی عام و دستاوردی برای تمام کسانی است که در این سرزمین ریشه دارند، حتی اگر برخی از آنها به خاطر پیشداوریهای نادرست اینک و امروز نتوانند این نعمت و رحمت را لمس کنند.
این برکت، میوه دوراندیشیهای امام بود. او بارها به ما میگفت بنیانهای درست را چنان بگذارید که پس از شما اگر خواستند هم نتوانند آنها را خراب کنند. شاید ما نتوانسته باشیم حق این رهنمود را به درستی ادا کنیم، ولی او خود در سیرهاش اینگونه عمل میکرد؛ تمامی ستونهای جمهوری اسلامی را بر پایههایی از اعتماد مردم برافراشت و علاوه بر آن در هر سال چندین سنت و میعاد برای حضور عملی آنان در صحنه قرار داد، تا كسی قادر نباشد این شالوده را دیگرگون كند.
روز قدس از جمله این میعادهاست. با چنین سنتی نمیتوان مردم را از صحنه دور کرد. با چنین دعوتی نمیتوان بدون تامین و ترویج عدل در داخل به وقوع ستم در دور دست معترض بود. آن گاه او این مناسبت را نه فقط مختص به فلسطین، که روز مستضعفین و اسلام نامید تا کمترین شائبهای باقی نگذارد. اینک ارزش اهتمام آن پدر دلسوز برای پر کردن مستمر صحنه از حضورهای میلیونی مردم معلوم میشود.
سی سال پیش از این امام ما از مسلمانان جهان خواست با حفظ تعدد و تفاوتهایشان بر روی درد مشترکی که تمامی آنان را میآزرد همصدا شوند. چقدر این پیام با سخن امروز ما نزدیک است؛ اسلام نگفته است برای آن که وحدت پیدا کنیم باید مثل هم بیندیشیم. آن وحدتی که ما بدان دعوت شدهایم در عین قبول تفاوتهاست و قدس روزی است كه مسلمانان باید با تحمل تنوع در دیدگاههای خود درمان دردهای مشتركشان را دنبال کنند. از این روست که اگر این مناسبت به یک پسند سیاسی تعلق یابد سال به سال شکوه خود را از دست میدهد؛ آثاری که برایش آرزو شده است باقی نمیگذارد و دیگر نمیتواند روز اسلام و روز مستضعفان باشد.
آرمان این روز آن است که رنگهای گوناگون را آمیخته با یکدیگر به صحنه بیاورد. روز قدس امسال ما این گونه نبود، اما برای چنین چیزی بود. اتفاقا اینجانب آخرین جمعه از رمضان امسال را در میان کسانی حاضر شدم که جمعی از آنان با مشتهای گره کرده به پیشوازم آمده بودند و برایم آرزوی مرگ داشتند. در مسیر پرهیاهویی که بایکدیگر همراه شده بودیم سیمایشان را مرور میکردم و میدیدم که آن چهرهها را دوست دارم. و می دیدم پیروزی ما آن چیزی نیست که در آن کسی شکست بخورد. همه باید با هم کامیاب شویم، اگرچه برخی مژده این کامیابی را دیرتر درک کنند.
از قضا آنها که از رخدادهای قدس امسال احساس شکست میکردند بیشترین بهره را از آن بردند. آنها به واضحترین شکل دریافتند که سه ماه خشونت بیسابقه کمترین اثری در حضور مردم به جای نگذاشته ، بلکه آن را فراگیرتر کرده است. اگر فرصت روز قدس نبود چه بسا تا چند ماه دیگر که میقات بهمن فرا برسد، آنان بینتیجه و پرخطا بودن سیاستهای خود را ملاقات نمیکردند و زمانی با هزینههای سنگین عملکرد خود روبرو میشدند که برای چاره کردن بسیار دیر بود.
خشونت چاره ساز نیست. ادخلوا فی السلم کافه؛ همگی در مسالمت وارد شوید. خشم مرکبی است که سوار خود را به زمین میزند. درمقابل رفتارهای زشت امنیتی و تحریکهای مدوام تبلیغاتی مردم حق دارند عصبانی شوند، اگرچه این حقانیت تغییری در تبعات خشم آنان ایجاد نمیکند. ما به اندازهای که از خود صبر و خرد نشان بدهیم از کوششهایمان نتیجه میگیریم و اگر به سوی تندرویهای بیدلیل بلغزیم چه بسا که حاصل یک هفته و یک ماه تلاش را در یک روز و یک صحنه جا بگذاریم. مردم ما از آن رو خود را شایسته رفتارهایی مناسبتر از سوی حاکمان میبینند که هوشیار و خردمندند، و خردمند کسی است که نه فقط میان خوب و بد، بلکه میان خوب و خوبتر و بد و بدتر تمیز بدهد.
خوبتر از نتایجی که در روز قدس به دست آوردیم هنوز وجود دارد، کما این که بدتر از وضعیتی که از آن رنج میبریم و بدان اعتراض میکنیم نیز هست. در پیشرو و در شرایط تاریخی ما تصویر روشنی از نتایج رفتارهای ساختارشکنانه نیست. همانگونه كه در نامه فرستاده شده برای تمامی مراجع تقلید به عرض رسید افغانستان و عراق دو عبرت بزرگ در دو سوی سرزمین ما هستند که هرگز نباید آنها را از نظر دور کنیم. البته این عبرتها ما را از استیفای حقوقمان منصرف نمیکنند، زیرا ما آن صبوری و دانایی را داریم که بدون پرداختن چنین هزینههای سنگینی سرنوشت خود را بهبود ببخشیم.
آن چیزی که میتواند این هدف بزرگ را محقق کند پایبندی به شعارهای زرینی است که انتخاب کردهایم. هیچ كلمهای که دوستی و برادری میان مردم را تحت تاثیر قرار دهد به بازسازی هویت و وحدت ملی ما نمیانجامد. ما اسلام رحمانی را درمان دردهای خود میدانیم و آن چیزی را که اینک به نام دین از سوی بخشی از حاکمیت معرفی میشود پوستینی وارونه میبینیم.
ما خواستار اجرای بدون تنازل قانون اساسی و بازگشت جمهوری اسلامی به اصالت اخلاقی نخستینش هستیم. ما جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد را میخواهیم، و آنانی را ساختارشکن و هرج ومرج طلب میشناسیم که با بهانه و بیبهانه از موازین اسلامی عدول میکنند و بنا بر امیال شخصی به تعطیل اصول قانون اساسی دست میزنند.
فضای سیاسی امروز كشور آن چیزی نیست كه سی سال پیش از این ایرانیان آرزویش را داشتند. مردم اینك از خود میپرسند چه چیز ما را از رسیدن به آرمانهایمان بازداشت و به شرایط فعلی رساند. این سوالی اساسی است كه جا دارد درباره كوششهای امروز و فردای ما نیز پرسیده شود. ما چه باید بكنیم تا سی سال بعد از نو با همین پرسش روبرو نشویم؟
ما تنها در صورتی به این اطمینان میرسیم که دستاوردهای سیاسی - اجتماعی خود را به زندگیهای روزمرهمان متکی کنیم. در طول یك قرن گذشته مردم ما از این قبیل دستاوردها کم نداشتهاند، اما همه آنها متکی به مبارزه بوده است؛ تا فضای جهاد و تلاش وجود داشت این دستاوردها زنده بود و همین كه مردم خسته میشدند یا تصور میكردند باید به خانههایشان بازگردند محصول از میان میرفت. مبارزه امری مقدس است، اما دائمی نیست. آنچه دائمی است زندگی است.
این درسی است كه ما از رزمندگان خود در هشت سال دفاع مقدس آموختیم. در آن سالها دو گروه در جبهههای جنگ حاضر میشدند؛ گروه نخست ایام جنگ را مبارزه كردند و سپس به نظرشان رسید وقت زندگی كردن رسیده است؛ وقت آن كه پول روی پول بگذارند و برج روی برج بسازند. و گروه دوم كه برای معنویتی سرشارتر به جبهه میرفتند. آنها برای ایثار کردن عازم جبهه نمیشدند؛ میرفتند تا از فضای نورانی آنجا بهرهمند شوند.
شاید برای کسانی که آن فضا را تجربه نکردهاند هضم این کلمات آسان نباشد، اما واقعیت دارد. نه آن که ایثار نمیکردند؛ نامدارترین قهرمانان ما آنان بودند. اما درمقابل آن گوهرهایی که به دست میآوردند باور نداشتند که دارند از خودگذشتگی میکنند. آنها سالهای جنگ را زندگی کردند و پس از آن مبارزهشان شروع شد؛ مبارزهای آرام برای پاسداری از حیاتی، یا لااقل خاطره حیاتی که چشیده بودند. اگر آنها نبودند ما نمیتوانستیم هشت سال با دستان خالی بایستیم.
در زمان انتخابات وقتی گروهی از آنان مرا مفتخر کردند و کمیته ایثارگران را به عنوان یکی از فعالترین بخشهای ستاد اینجانب شکل دادند احساس سربلندی میکردم و چون میگفتند به امید تجدید نورانیت ایام امام گردهم جمع شدهاند بار خود را به مراتب سنگینتر میدیدم. بعید میدانم کسی در میان ملت ما باشد که به آنان مباهات نکند. آنها درست در نقطه مشترک سبزی قرار دارند که همه ما را به یکدیگر پیوند داده است.
به تاسی از آنان ما نیز باید راه سبز امید را زندگی کنیم؛ در این صورت همان معجزهای که آنان آفریدند در انتظار ما نیز هست. اهمیت روز قدس امسال در این بود که نشان داد حیات جدیدی که مردم انتخاب کردهاند امری گذرا و موقتی نیست. اگر همه در خانههایمان نشسته بودیم و در عین حال این پیام با همین صراحت ابلاغ شده بود دستاورد ما هیچ کمتر نبود.
راه سبز را زندگی کردن یعنی هر روز و همزمان که در خانههایمان و سرکارمان و در کوچه و خیابان و بر سر معیشتهای روزمره خود هستیم این پیام با غیرقابل انکارترین ندا تکرار شود، آن گونه که مسلمان بودن و ایرانی بودن و این زمانی بودن ما تکرار میشود.
وقتی که سخن از تقویت شبکههای اجتماعی و یا زندگی کردن راه سبز میشود بلافاصله میپرسند چگونه؟ همانگونه که هستید. سخن از آن نیست شبکههای اجتماعی که وجود ندارند را شکل دهیم و قدرتمند کنیم؛ سخن از آن است كه قدرت مردم در شبکههای اجتماعی است که به صورت طبیعی و به هدایتی فطری درمیانشان شکل گرفته است. باید اهمیت آنها را درک کنیم.
روز قدس امسال نشان داد این شبکه همچون نوزادی که به راه افتاده باشد با سرعتی باورنکردنی در حال رشد است؛ به زودی سخن گفتن را هم آغاز میکند و به زودی بالغ میشود و همگان را به تحسین و احترام نسبت به خود وا میدارد. آن وظیفهای كه بر عهده ما قرار دارد آن است كه با تكثیر اندیشههایی كه در حوالی آن شكل میگیرد و با تذكر دائمی اهمیت این پدیده مبارك از آن پرستاری کنیم.
به همین ترتیب اگر گفته میشود راه سبز را باید زندگی کرد سخنی پیچیده و تازهای و دعوت به امری ناشناخته نیست. بلکه توجه دادن به همان چیزی است که دارید تجربه میکنید، و این که حرکت امروز مردم ما به خلاف عهدهای پیشین، آغاز نوعی از زندگی است. در همصداییها و پیوندها و چشمپوشیها و یکرنگیها و هوشمندیها و سرزندگیهایی که ادامه این مسیر مستلزم آن است حظی وجود دارد که زندگی را سرشارتر میکند.
علاوه بر آن در دانایی ملت ما قدرتی هست که او را از تحمل بسیاری رنجها بینیاز میکند. مردم ما برای استیفای حقوق خود از پرداختن هزینه مضایقه ندارند، زیرا بهشت را به بها دهند و نه به بهانه. اما در عین حال اگر برای نتایجی که از حرکات اجتماعی خود به دست میآوریم دوام میخواهیم باید شجاعت و فراست را به هم بیامیزیم.
اینک بر اثر سیاست خارجی غلط و ماجراجویانه دولتی که مردم ما بدان دچار شدهاند کشور در آستانه بحرانهایی قرار گرفته است که بیشترین خسارت آن را قشرهای محروم خواهند پرداخت. اگر با منطق مبارزه پیش میرفتیم شاید سادهانگارانه تصور میكردیم كه این یک امتیاز برای راه سبز ماست، اما زمانی که میخواهیم مسیر سبز را زندگی کنیم چنین نیست.
اینجا کشور ماست و این زندگانی ماست و این ما هستیم که باید نسبت به چنین مشکلاتی نگران باشیم و حساسیت نشان دهیم. اقتصاددانان با اتکا به آمارهای رسمی منتشر شده از سوی مراجع رسمی همین دولت دهها میلیارد دلار از درآمدهای ارزی کشور را ظرف سالهای گذشته مفقود اعلام میکنند و و مراجعی که باید درمقابل این امر واکنش دهند بیتفاوت نسبت به حجم این ارقام که میتواند چند ارتش را تجهیز کند در گیرودار یارکشیهای سیاسی افتادهاند.
از کدامیک از آنان انتظار داریم به رنجهایی که بر اثر رفتارهایشان بر مردم تحمیل میشود اهمیت بدهند؟ اگر ما نسبت به آنچه زندگی در این خاک و بوم را مختل میکند حساسیت نشان ندهیم دیگری نشان نخواهد داد؛ كما اینكه اقتصاددانان ما بیمناك از آن كه سرنوشتی شبیه به معترضین نسبت به وقوع اعمال خلاف اخلاق در زندانها داشته باشند در اعتراض خود كاملا تنها هستند. زمانی مفقود شدن بیست هزار دلار درخزانه كشور برای ساقط كردن یك دولت كافی بود. اما اینك فریادهای اخطار نسبت به گم شدن چنین ارقام گزافی كمترین واكنشی بر نمیانگیزد.
اخیرا گروهی از اساتید ایرانی مقیم خارج در نامهای ضمن تشریح برداشت خود از راه سبز امید هر چیزی که منافع ملت ایران را تامین کند هدف این جنبش معرفی کرده بودند. بر این اساس آنان توصیه میكردند که با سپاسگزاری از حمایت ملتهای دیگر ظرف این چندماه از آنها بخواهیم در هیچ تحریمی بر علیه ایران شرکت نکنند. اینجانب نظر آنان را پسندیدم و بر آن صحه گذاشتم، زیرا این نه تحریم یک دولت، بلکه تحمیل رنجهای بسیار بر مردمی است که مصیبت دولتمردان مالیخولیازده برایشان کافی است. راه سبز را زندگی کردن به این معناست و ما با اعمال هرگونه تحریمی بر علیه ملت خود مخالفیم.
این یک نمونه است. کسی به کسانی که این خواسته را با ما در میان میگذارند از ضرورت زندگی کردن راه سبز نگفته بود. ما بقی ما نیز از این ضرورت آگاه باشیم یا نباشیم به هدایتی فطری در همین مسیر هستیم، لذا ضرورت ندارد که این شیوه را به یکدیگر تلقین کنیم؛ تنها کافی است از آن آگاه باشیم و پرستاری کنیم.
زندگی ادامه دارد و افراد موقتی هستند. هر جمعی و جماعتی كه سرنوشت خود را به بود و نبودكسان پیوند زدند سرانجام - حداقل با فقدان او - سرخورده شدند. هرگاه مردمی برای به تنی یا افرادی از همراهان عادی خود امتیازات بیدلیل قائل شدند سرانجام تشخیص عقلانی خود را در مقابل خواست آنان واگذار كردند و به جاه طلبان مجال دادند كه در آنان طمع كنند.
مردمی كه میخواهند سرپای خود بایستند و حیاتی كریمانه را تجربه كنند جا دارد كه از نخستین قدمهایی كه به ناكامیشان میانجامد بابیشترین دقتها پیشگیری كنند. تولد اینجانب نه هفتم مهر كه روز آشنایی با شماست. حتی اگر روز هفتم مهر به دنیا آمده بودم نیز جا نداشت حركت شما به كیش شخصیت آلوده شود. امیدوارم این كلمات مرا صمیمانه و از سر نگرانی و نه یک شكسته نفسی بیحقیقت و تعارف گونه تلقی كنید.
برادر شما - میر حسین موسوی
6 مهر 1388
بیش از 300 نفر از فعالان سياسي، اجتماعي، فرهنگي و مدني با انتشار نامه ای خطاب به ملت ایران و مراجع تقلید، از فراخوان آيتالله العظمي حسینعلی منتظري برای مقابله مراجع تقلید با ظلم به شهروندان در پوشش و به نام دین،و همچنین از اقدامات شجاعانه آیت الله یوسف صانعی حمایت کردند.
به گزارش نوروز، امضاء کنندگان این نامه با اشاره به اینکه"وقايع و فجايعي در حق آحاد ملت رخ داده است كه در صورت سكوت بزرگان ديني، اين رخدادهاي تكان دهنده نه تنها در پيشگاه مردم، بلكه در پيشگاه حق نيز به نام آنان نوشته ميشود" تاکید کرده اند که فجایع اخیر همچنين باعث بدنامي دين اسلام ـ كه اين اعمال با استناد و اتكاء به آن يا شبيه سازيهاي نادرست و ناچسب به بخشهايي از تاريخ صدر اسلام صورت ميگيرد،خواهد شد.
فعالان سیاسی،اجتماعی،فرهنگی در این نامه نوشته اند" آيتالله العظمي منتظري، به خاطر احساس وظيفه ديني و ملي، در پيام اخيرشان به مراجع تقليد، عالمان دين و حوزههاي علميه، ضمن بدعت خواندن رفتارهاي حاكمان پس از انتخابات دوره دهم رياست جمهوري و ابراز تأسف از ستمهايي كه بر شهروندان به نام دين ميرود، از آنان خواستهاند كه در برابر ظلمها، بدعتها و كارهاي خلافي كه به نام دين صورت ميگيرد، سكوت نكنند و در راستاي فریضه بسيار مهم امر به معروف و نهي از منكر براي جلوگيري از انحرافات و اصلاح امور جامعه، كه مورد انتظار مردم است، اقدامات شايسته و فوري انجام دهند."
امضاء کنندگان این نامه همچنین اقدام آیت الله منتظری و آیت الله صانعی را اقدامی شجاعانه توصیف کرده و تاکید کرده اند که"ما، امضاء كنندگان اين بيانيه، ضمن حمايت از اقدامات مسئولانه و شجاعانه آيتالله منتظری و آيتالله صانعي، در شرايط خطير كنوني، از ساير مراجع عظام و علماي دين انتظار داريم آنان نيز به اين فریضه ديني مجدانه عمل كنند."
متن کامل نامه فعالان سیاسی،فرهنگی و اجتماعی در حمایت از فراخوان ظلم ستیزانه آیت الله العظمی منتظری و مواضع شجاعانه آیت الله صانعی چنین است:
« مراجع و عالمان دینی در پیشگاه خدا و مردم مسئولند»
ملت شریف ایران،
همگان به یاد دارند که مراجع و عالمان دینی متعهد در سالهای پیش از انقلاب همواره مرجع و پناهگاه مردم در برابر دولتها و عملکرد نادرست دولتمردان بودند و به لحاظ مالی به حکومت وابستگی نداشتند. اما در سالهای پس از انقلاب، جمعی از آنان خواسته یا ناخواسته، منصب حکومتی یافته و یا به حکومت وابسته شدهاند. بدین ترتیب، افزون بر این که تمامی کارهای دولت به نام همه روحانیون تمام شده و میشود، دولتمردان و حاکمان از این اهرم برای فشارآوردن به روحانیان در راستای پیشبرد مقاصدشان، بهره میگیرند.
امروزه اما، وقایع و فجایعی در حق آحاد ملت رخ داده است که در صورت سکوت بزرگان دینی، این رخدادهای تکان دهنده نه تنها در پیشگاه مردم، بلکه در پیشگاه حق نیز به نام آنان نوشته میشود و همچنین باعث بدنامی دین مبین اسلام ـ که این اعمال با استناد و اتکاء به آن یا شبیه سازیهای نادرست و ناچسب به بخشهایی از تاریخ صدر اسلام صورت میگیرد ـ خواهد شد و همچنین حق آزادی بیان و استقلال آنان را که از ویژگیهای روحانیت شیعه است از آنان سلب خواهد کرد.
برهمین اساس بوده است که آیتالله العظمی منتظری، به خاطر احساس وظیفه دینی و ملی، در پیام اخیرشان به مراجع تقلید، عالمان دین و حوزههای علمیه، ضمن بدعت خواندن رفتارهای حاکمان پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری و ابراز تأسف از ستمهایی که بر شهروندان به نام دین میرود، از آنان خواستهاند که در برابر ظلمها، بدعتها و کارهای خلافی که به نام دین صورت میگیرد، سکوت نکنند و در راستای فریضه بسیار مهم امر به معروف و نهی از منکر برای جلوگیری از انحرافات و اصلاح امور جامعه، که مورد انتظار مردم است، اقدامات شایسته و فوری انجام دهند.
ما امضاء کنندگان این بیانیه، ضمن حمایت از اقدامات مسئولانه و شجاعانه آیتالله منتظری و آیتالله صانعی، در شرایط خطیر کنونی، از سایر مراجع عظام و علمای دین انتظار داریم آنان نیز به این فریضه دینی مجدانه عمل کنند، با این امید که به خواست خداوند مؤثر افتد و نام نیکی از آنان در دفتر الهی و خاطره ملت ایران ثبت شود.
شش مهرماه 1388
حمید آصفی، محمد آزادى، سامر آقایی، احمد آدینهوند، محمد ابرهیم زاده، عباس ابوذری، هادی احتظاظی، حمید احراری، طاهر احمدزاده، حسن احمدی، محسن احمدی، امین احمدیان، عبدالمجید الهامی، مصطفی اخلاقی، میلاد اسدی، حسن اسدی زیدآبادی، بهرام اسماعیل بیگی، رشید اسماعیلی، سید کوزاد اسماعیلی، مرتضى اشفاق، حسن افتخاراردبیلی، جلال اقتدارى، امیر اقتنایی، اعظم اکبرزاده، زهرا اکبرزاده، علیرضا اکبرزادگان، علی اکرمی، پروین امامی، محمود امیر احمدى، مهدی امینیزاده، حجت انصاری، حسین انصاریراد،علی انجم روز،حامد ایرانشاهی، کمالالدین بازرگانى، پروین بختیارنژاد، اکبر بدیعزادگان، رحمتالله برهانى، ابوالفضل بازرگان، عبدالعلی بازرگان، فرشته بازرگان، محمدنوید بازرگان، مختار باطولی، ایرج باقرزاده، ناصر بهبهانی، پوریا براتیان، محمد بذرپور، محمد بستهنگار، مهدی بستهنگار، محمدحسین بنیاسدی، عماد بهاور، حمید بهشتی، بهزادى، محمد بهفروزى، مهرداد بزرگ، نجات بهرامی، آرش بهمنی، صفا بیطرف، مسعود پدرام، محمد پوررضایی، عباس پوراظهرى، رضا پویان، حبیبالله پیمان، مجید پیمان، عبدالرضا تاجیک، عباس تاجالدینی، مصطفى تنها، غلامعباس توسلى، محمد توسلى، محمدرضا توسلى، مجید تولائى، مجید جابرى، علی جمالی، رضا حاجى، بهمن حافظى، طه حجازى، جلالالدین حجتی، حمید حدیثی، علی حدیثی، حسین حریرى، آیدین حسنلو، مهدی حسیننژاد، بهزاد حقپناه، جمشید حقگو، ابوالفضل حکیمى، عبدالکریم حکیمى، مجید حکیمى، محمدرضا حمسى، محمد حیدری، فخرالدین حیدریان، مقدم حیدری زاده، جعفر خائف، رضا خجسته رحیمی، ابراهیم خدادادى، امیر خرم، مصطفی خسروی، حسین خطیبی، محمد خطیبی، ابراهیم خوش سیرت سلیمی، اسماعیل خوش محمدى، هوشنگ خیراندیش، محمدعلى دادخواه، رسول دادمهر، محمد دادیزاده، محمد مهدى دانشیان، محمود دل آسایى، عباس دهقان نژاد، مصیب دوانى، ابراهیم دینوی، امیر خسرو دلیرنانی، محمد صادق ربانى، تقی رحمانی، محمدجواد رجائیان، علیرضا رجایى، محمد صادق رسولی، احد رضائى، اصغر رضائى، بهمن رضاخانى، سعید رضوی فقیه، حسین رفیعى، مهدى رهنما، فرزانه روستائی، محمد جواد روح، رضا رئیس طوسى، جمال زره ساز، علی زرین، محمدابراهیم زمانى، پرویز زندى نیا، علیرضا ساریخانى، نسرین ستوده، عزت الله سحابى، فریدون سحابى، هاله سحابى، محمد سرچمى، محمود سعیدزاده، بیوک سعیدی، عبدالفتاح سلطانی، مرتضی سلطانیه، علی سیاسی راد، محمدعلی سیدنژاد، سید محمد علی سیفزاده، سلمان سیما، مرتضی سیمیاری، محمود بصیر شاددل، ابراهیم شاکرى، على شاملومحمودی، حسین شاه حسینى، الله وردى شمبورى، احمد شهامت دار، صابرشیخلو، آمنه شیرافکن، عطاء اله شیرازی، هدی صابر، محمد صاحب محمدی، محمد صادقی، هاشم صباغیان، احمد صدر حاج سیدجوادى، رضا صدر، سمیرا صدری، مهدى صراف، فضل الله صلواتى، حمیدرضا صمدی، مظفر صفری، سعید صاحب محمدی، جلیل ضرابی، على اشرف ضرغامى، فریدون ضرغامى، اعظم طالقانى، حسام طالقانى، طاهره طالقانى، نرگس طالقانى، اکبر طاهرى، رئوف طاهرى، محمد طاهرى،امیر طیرانی، مهدی عربشاهی، روئین عطوفت، باقر علائی، علی علوی، محمدباقر علوى، محمدحسن علیپور، رضا علیجانی، على علیزاده نائینى، محمد جعفر عمادى، محمود عمرانى، سید جعفر عباس زادگان ، هما عابدی، شیرین عبادی، محمد حسین غفارزاده، على اصغر غروى، علیرضا غروى، ماجد غروى، مسیح غروى، سعید غفارزاده، على غفرانى، فریده غیرت، مصطفی فاضلی، رضا فانی ، باقر فتحعلی بیگی، ارسلان فلاح، مقصود فراستخواه، مهدی فخر پویان فخرآیی، غفار فرزدى، حسن فرح آبادی، فاطمه فرهنگ خواه، حسن فرید اعلم، فرزاد قاسمی، سعید قاسمی نژاد، عباس قائم الصباحی، محمد قائم مقامی، خسرو قشقایى، ماهرو قشقایى،مهدی قلیزاده اقدم، عبدالمجید قندى زاده، نظام الدین قهارى، مصطفى قهرمانى، حجت الله قیاسى، رحمان کارگشا، اسداله کارشناس، امیر حسین کاظمی، مرتضى کاظمیان، هادی کحالزاده، محسن کدیور، خسرو کردپور،مسعود کردپور، کاوه قاسمی کرمانشاهی، على کرمى، فریدون کشکولی، پروین کهزادى، بهناز کیانی، بیژن گل افرا، فاطمه گوارایی، مسعود لدنى، حسین لقمانیان، احسان مالکی پور، محمد تقى متقى، حسین مجاهد، محسن محققى، نرگس محمدی، نوشین محمدی، محمد محمدى اردهالى، سید على محمودى، حسین مدنی، سعید مدنى، ماشاءالله مدیحى، فرید مرجائی، احمد مدادی، مصطفى مسکین، رضا مسموعى، لیلا مصطفوى، عباس مصلحى، محمد جواد مظفر، مهدی معتمدی مهر، احمد معصومی، ضیاء مصباح، یاسر معصومی، بدرالسادات مفیدى، مرتضى مقدم، علی مقیمی، کاظم ملکی، علی ملیحی، مهدی ممکن، قدرت منصوری، حسام منصوری، خسرو منصوریان، کیوان مهرگان، کامران مولایی، علیرضا موسوی، سیدرضا موسوى سعادتلو، علی اکبر موسوی خوئینی، اتابک موسوی نسب، على مومنى، محمود مومنى، بیژن مومیوند، امیر میرخانى،علی مینایی، احمد میرزایی، وحید میرزاده، مرضیه مرتاضی لنگروی، حسن نراقى، مجتبی نجفی، جعفر نقمی، محمود نکوروح، امیر نکوفر، محمد تقى نکوفر، مهدی نور بخش، فخرالسادات نوربخش، منوچهر نوربخش، حسین نوری زاده، سعید نعیمی، امین نظری، احمد هادوی، هادى هادى زاده یزدى، محمد هاشمی، ناصر هاشمی، فرید هاشمی، بهاره هدایت، خلیل هراتی، مراد همتی، علیرضا هندى، احسان هوشمند، رسول ورپایى، صدیقه وسمقی، رحیم یاورى، على فرید یحیایى، ابراهیم یزدى، حسن یوسفى اشکوری، حسن یوسفیان آرانی، میر محمود یگانلی .
دفتر تحکیم وحدت به مناسبت آغاز سال جديد تحصيلی بیانیهای به این شرح صادر کرده است:
دانشگاه امسال تلخ تر از هر سال گشایش می یابد، که هنوز داغ های بسیار بر دل آن است. "اکنون ما مانده ايم و زندان هايی آباد و دانشگاه هايی ويران؛ قبرستان هايي پررونق و جامعه ای رنجور. امروز بهترين روزنامه آن است که بسته باشد، بهترين زبان آن است که بريده باشد، بهترين قلم آن است که شکسته باشد، و بهترين متفکر آن است که اصلا نباشد. دانشجو، سياست پيشه و روشنفکر و روزنامه نگار همه تاوان استقلال خود را می پردازند و هر کس سر بر آستان ندارد آستين را به خون جگر بشويد که ستاد کودتا جز مريد مطيع نمی پسندد. امروز جانی تاوان انتقادی است. هيچ جای دنيا با دانشگاهيان خود چنان نمی کنند که درين ديار می کنند."
دانشگاه هنوز بر زخم ها و جراحات خود مرهم نگذارده که سال تحصیلی جدید آغاز می شود. حمله ددمنشانه مشتی بدسگال و بداندیش به دانشجویان حق خواه کوی دانشگاه تهران، دانشگاه اصفهان، شیراز و... به فاصله کمی از "نمایش انتخابات" موجب شد دمل خاطرات کهنه 18 تیر 78 بار دیگر سر باز کند، اشک مظلومیت بر رخسار دانشگاه بنشیند و عفونت نفرت فوران کند. کینه انباشته دولتیان طی 4 سال گذشته نسبت به دانشگاه چنان بود که کار را به همین جا ختم نکردند و حمله به دانشگاه را با بازداشت گسترده دانشجویان در جای جای کشور ادامه دادند.
حمله مغول وار مشتی اراذل و اوباش با پشتیبانی نیروی انتظامی به دانشجویان معترضٍ مسالمت جو، به خاک و خون کشیدن خوابگاه های دانشجویی و سپس بازداشت گسترده دانشجویان و شکنجه و بدرفتاری با آن ها حین بازداشت و محاکمه ایشان و صدور احکام سنگین، رنگین و ننگین برای ایشان و در مقابل، کوهی از گفتگوهای بی حاصل و اظهار تاسف ها و محکوم نمودن حمله به دانشجویان از سوی دولت، مسئولین دانشگاه ها و نمایندگان مجلس و تشکیل هیئت های به اصطلاح حقیقت یاب، که هیچ گاه هم موفق به کشف هیچ حقیقتی نشده و نمی شوند، و در نهایت ختم کردن همه پیگیری ها و حقیقت جویی ها به برخورد "قاطع" با سربازی مفلوک برای دزدیدن ریش تراش الحق شرح قصه پرغصه ای است که به نام عدالت گستری در طول سالیان گذشته بارها بر دانشجویان رفته است.
باری، کودتاچیان از دانشگاه ضربه ها خورده بودند و قصد داشتند حساب دانشگاه را کف دستش بگذارند. در کنار بازداشت های گسترده دانشجویان در روزهای پس از انتخابات، معترضینٍ روز هجدهم تیرماه، سالروز فاجعه تلخ حمله به کوی دانشگاه تهران، را در کمپ کهریزک به بند کشیدند و شدت عمل را بر جان انسان های بیگناه از مرز حیوانیت گذراندند تا بار دیگر خاطره روز هجدهم تیرماه، روزی که با نام دانشگاه گره خورده، را با قساوت و شناعت همراه کنند و در اذهان همگان حکاکی کنند که اگر دوگانه "دانشگاه" و "اعتراض" در کنار هم بنشیند "قساوت" و "جنایت" در حق دانشگاه نیز از اجزای جداناپذیر آن خواهد بود. این حوادث که روی داد نشان داد که هنوز هم دانشگاه مظلوم ترین نقطه جغرافیایی ایران است.
پروژه مضحک اعتراف گیری از سابقون فعالین دانشجویی، صدور احکام سنگین قضایی برای دانشجویان زنجان و بابل، ستاره دار کردن مجدد دانشجویان، صدور احکام محرومیت از تحصیل و تبعید برای دانشجویان و... به معنای آن بود که آزادی ستیزان تقریبا تمام راه های ممکن برای سرکوب و مقابله با دانشگاهیان را در طول کمتر از سه ماه آزموده اند. تنها برگماردن مجری فرمان تقلب در انتخابات اخیر به صدارت وزارت علوم مانده بود که چرخه سرکوب دانشگاه و دانشگاهیان در چند ماه گذشته تکمیل شود. فردی که کوس رسوایی عملکردش در انتخابات گذشته حتی صدای نمایندگان منقاد و مطیع مجلس هشتم را هم درآورد. اجرای تقلب در انتخابات کم نبود که جعلی بودن مدرک تحصیلی هم بر آن افزوده شد. تشکیک در مدرک تحصیلی حل نشده بود که دزدی علمی از دستاوردهای دیگران بر ملا شد تا دهن کجی آشکار در همین ابتدای کار به خرمن علم و دانش جلوه ای تام و تمام بیابد.
اما با این همه سرکوب و جنایت باز هم اقتدارگرایان از بازگشایی دانشگاه ها هراسی عظیم در دل دارند. آن ها خود می دانند که اگر قرار بود سرکوب و داغ و درفش کارگر بیفتد باید تاکنون این اتفاق می افتاد. 4 سال زمان کمی برای زمینگیر کردن نهاد دانشگاه نبود. اما دانشگاه و دانشگاهیان بر حق خود و بر حق ملت ایستادند و پایمردی کردند. از همین روست که در روزهای منتهی به بازگشایی دانشگاه ها بر گزمه های خود که روزی در لباس دانشجو آن ها را روانه دانشگاه ها کرده اند علنا عناوین افسر و فرمانده می نهند و آن ها را به جان دانشگاه می اندازند و در سوی دیگر سراسیمه دانشجویان را کرور کرور به استنطاق خانه های مراکز امنیتی فراخواندند و به تذکر و یا تنبیه دانگ می گیرند و بانگ برمی آورند که نکند به فریادی یا سخن گفتنی و یا حتی نجوایی خواب بامداد رحیل اقتدارگرایان و دزدان رای ملت را آشفته سازند.
دانشگاه مهد آرمان گرایانی است که پاک، صادق و شجاع زیست کرده اند. هنوز هم مهر و آذر را با دانشگاه می شناسند، دانشگاهی که سرشار از حرکت آفرینی است. نهاد دانشگاه از ابتدای تاسیس در ایران زمین نهادی به غایت مظلوم بوده است. نهادی که هم می خواستند باشد و هم می خواستند که نباشد. باشد تا نیروی متخصص تربیت کند، باشد که گره های عظیم عقب افتادگی و توسعه نیافتگی این سرزمین را به سر پنچه تدبیر بگشاید، اما نباشد که جوانان آزادیخواه ایرانی انتقاد و اعتراض را نیاموزند، نباشد که جوانان ایرانی با حقایق و دقایق امور جهان آشنا نشوند تا چشم و گوششان باز نشود، نباشد تا گریبان حاکمان را به طعنه نستانند و حق ملت را مطالبه نکنند. اما غافل از این که علم آموزی و حق خواهی و آموختن تخصص در کنار انتقاد و اعتراض اجزائی جدایی ناپذیر از یکدیگر بوده و هستند.
لذا اقتدارگرایان در هر دوره به فکر چاره افتاده اند و به جای حل پارادوکس نظری و عملی خود در قبال دانشگاه دست به جراحی های بی حاصل این بدن رنجور زده اند، خاطر خرم دانشگاهیان را خصمانه خسته اند تا به خیال خام خود دانشگاه را آن گونه که می خواهند بسازند. آن ها به تصفیه دانشگاه از اساتید و دانشجویان منتقد و دگراندیش نیز بسنده نکرده اند و دست به تصفیه علوم نیز برده اند. در این میان علوم انسانی بی تاب از جراحی های بی حاصل دهه 60 بار دیگر زیر تیغ مدعیان قرار گرفته است تا دانشجویان فرا نگیرند آن چه می بایست فرا گیرند. در اين ميان حتي تعطيلي دوباره دانشگاه ها به بهانه هاي واهي و پاك كردن صورت مسئله نيز در دستور كارشان قرار گرفته است. این راه نیز اگر چه تن زخمی علم را کاردآجین و مجروح می کند اما عرض خود می برند و زحمت ما می دارند چرا که همانند نوبت های پیشین این راه نیز بی سرانجام خواهد بود. دانشجو به صفت جویندگی اش بار دیگر می جوید و دانش را، حتی به سین، می یابد.
زندگی برای دانشجو تماما سیاست نیست اما سیاست بخش انکار ناپذیر آن است. دانشگاه نهایتا راهی برای بهتر زیستن، صادقانه عمل کردن به دور از دغدغه های روزمرگی است. آن چه که در درجه اهمیت برخوردار است نحوه رفتارهاست و نهایت عمل نیز هدف مندی و انجام رسالت خطیری است که بر عهده دانشجویان است. بعد از انتخابات ریاست جمهوری و نتایج غیرقابل قبول آن طبقه متوسط شهری به نتایج اعتراض و دیگر اقشار جامعه نسبت به آن شک کرد. اعتراض مدنی و مسالمت آمیز مردم با خشونتی خارج از حد تصور از سوی حاکمیت رو به رو شد و از روز پس از انتخابات، حاکمیت ارتکاب اشتباهات فاحش در برخورد با معترضین را بر طبق تحلیل های آشفته و غلط آغاز کرد و ادامه داد.
اعتراضات فراگیر مردم در شهرهای بزرگ زمانی که با ایستادگی دو کاندیدای معترض اصلاح طلب همراه شد جنبش اعتراضی سبز را به وجود آورد. ماهیت شکل گیری این جریان سیاسی-اجتماعی تنها در مطالبه کلان انتخابات خلاصه نمی شود بلکه محصول تلاش طولانی و سالیان سال فعالین مدنی، سیاستمداران تحول خواه، فعالین اجتماعی، هنرمندان و... بود که آخرین مرحله آن بعد از بن بست اصلاحات انتخابات محور در سال 1384 شکل گرفته بود. از سال 1384 به این سو حرکت نهادهای مدنی اعم از اقوام، اصناف، زنان و سازمان های غیر دولتی حقوق بشری و نیز حرکات دانشجویان نگاه مطالبات گرایی را در جامعه رشد داد.
این نگاه مطالبه گرا و جزء نگر و گام به گام به جای نگاه کلان نگر اصلاح طلبانه قدرت محور جای خود را در جامعه باز کرد و در نهایت میان محدودیت های درون حاکمیتی در انتخابات ریاست جمهوری دهم وارد شد و توانست بخشی از نیروهای اجتماعی را که نگاه سنتی-مذهبی اما صادقانه داشتند را در کنار خود ببیند.
این تعامل می تواند فضای تنوع اجتماعی را به همگرایی ملی سوق دهد. جنبش سبز ملت ایران نتیجه اعتراض بیشتر اقشار میانه شهری است و در پی آن مقاومت و ایستادگی میرحسین موسوی و شجاعت انکار ناپذیر مهدی کروبی از این حرکت خودجوش است. ریشه این حرکت در تلاش های طولانی فعالان مدنی و سیاسی و دانشجویی و احزاب تحول خواه است که سران بسیاری از آنان بدون آن که نقش رهبری در حرکات اخیر مردم داشته باشند به اتهامات نادرست در زندان هستند و بسیاری در معرض تهدید برای دستگیری و انواع فشارها قرار دارند.
اعتراضات مدنی و گسترده مردم در پی انتخابات اخیر نشان داد که به راستی دانشجویان، زنان، کارگران، معلمان و... در طول سالیان گذشته بر عبث نپاییده اند و حرکات آنان نه تنها بی فایده نبوده که ثمرات نیک و پرباری نیز داشته است. حوادث اخیر نشان داد که رمز بهروزی همانا ایستادگی و مقاومت است، اصرار بر حرکت های مسالمت آمیز و مدنی است، پرهیز از تندوری، هیجان زدگی کاذب و پرهیز از خشونت ورزیدن در مقابل خشونت حاکمیت است. فعالین دانشجویی در این دوره بایستی موارد ذیل را در سرلوحه فعالیت های خود قرار دهند:
1- افزايش سطح تحليل و آگاهي دانشجويان: با فعال شدن عرصه عمومی، فعالین دانشجویی باید توجه خود را بیش از پیش به دانشگاه ها، به عنوان گروهی مرجع، معطوف کنند و با استفاده از پیشینه تحولات در سالیان گذشته در ایران سعی کنند آگاهی عمومی دانشجویان را نسبت به فضای موجود ارتقا دهند. دید عموم دانشجویان، خصوصا دانشجویان ورودی جدید، را با توجه به ظرفیت های موجود در حاکمیت، احزاب، اشخاص و.... واقع بین کنند تا از یک سو حرکت های عصبی، کور، خشن، بی نتیجه و پرهزینه به حرکت های عقلانی، مسالمت آمیز و مدنی بدل گردد و از سوی دیگر از رخنه کردن یاس و ناامیدی در پیکره دانشگاه در مواجهه با واقعیات موجود جلوگیری شود. گسترش فضای نقد منصفانه و آسیب شناسی واقع بینانه حرکت های اخیر در دانشگاه ها می تواند به محکم و استوار برداشتن گام های بعدی کمک شایانی کند. بی شک توانمندی عمومی دانشجویان در تحلیل کلی مسایل و انتخاب مسیر درست و راهگشا از سوی آنان مانند گذشته می تواند این عقلانیت را به کلیت جامعه نیز تعمیم و تسری دهد.
2- اتحاد حداكثري بر سر مطالبات حداقلي: پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم و آگاهی عمومی و واقع بینی خیل عظیمی از دانشجویان، خصوصا افرادی که تا پیش از این ناآگاهانه با جبهه اقتدارگرایی برای سرکوب دانشگاه همراهی می کردند، همچنین انگیزه بالای عموم دانشجویانی که تا پیش از این توجهی به مسایل اجتماعی و سیاسی پیرامون خود نداشتند برای فعالیت و حضور در صحنه، فرصتی استثنایی را به وجود آورده تا نهادها و تشکل های با سابقه دانشجویی پیش قدم تعاملی حساب شده؛ روشن و سازنده با سایر دانشجویان شوند و سعی کنند تا حد امکان دانشجویان دغدغه مند را حول مطالبات حداقلی متحد کنند. تا از این رهگذر بتوانند پتانسیل قوی و گسترده به وجود آمده را در مسیر حصول نتایجی مشخص و ملموس سوق دهند. بازگشت دانشجویان محروم از تحصیل به دانشگاه، بازگشت اساتیدی که اجبارا بازنشسته و خانه نشین شده اند و توقف این روند، جلوگیری از دخل و تصرف های غیرکارشناسی و ناصواب در قالب انقلاب فرهنگی در علوم انسانی و... می تواند پیشنهاداتی جهت طراحی مبنایی بر اساس مطالبات حداقلی جهت ائتلاف و اتحاد حداکثری دانشجویان باشد.
3- پيگيري مجدانه حقوق بشر: دانشجویان حق طلب باید مثل گذشته فریادگر ظلم و بیدادی باشند که بر آزادیخواهان و رادمردان و شیرزنان این سرزمین می رود. نباید برادران و خواهران خود که در زندان ها تحت انواع و اقسام فشارها قرار دارند را تنها بگذاریم. نباید نمایش های نخ نما شده اقتدارگرایان را که از جسم رنجور این عزیزان برای بیان مهملات ذهنی خود استفاده می کنند را باور کنیم. نباید بر آنان که روزهای سختی را گذارنده و می گذرانند کمان ملامت بکشیم و با این کار درست در مسیری گام برداریم که مورد علاقه و مد نظر کودتاچیان است. دفاع از حقوق بشر بیش از گذشته بایستی در سرلوحه فعالیت های دانشجویان باشد و در این راه از هر امکانی جهت فریاد زدن حق کشی های موجود استفاده کرد.
4- تاكيد بر فعاليت هاي مسالمت آميز و پرهيز از خشونت: تحمل و مدارای عمومی مردم در مقابل خشونت بی حد و حصر نظامیان در ماه های گذشته قابل ستایش و نشانه رشد یافتگی و مدنیت عمومی جامعه است. بی شک پاشنه آشیل تداوم این جنبش دست زدن به خشونت است. هر چند حاکمان قصد دارند که مردم را به خشونت وادارند تا بتوانند جنبش را به انحراف بکشند، فعالین با تجربه اجتماعی و سیاسی بایستی به ادامه روند مسالمت آمیز موجود در سطح جامعه و در دانشگاه ها تاکید بسیار کنند.
حاکمیت اقتدارگرا و خشن و نهادهای امنیتی مرتبط با آن بایستی به کارنامه عملکرد خود در طول حداقل 4 سال گذشته و نتیجه اعمالشان نظری بیفکند. بر بی نتیجه بودن بگیر و ببندها و برخوردهای قهری خود با دانشگاه در طول این سالیان بنگرند و رویه خویش را اصلاح کنند. دانشگاه به خاطر تمام جراحاتی که حداقل در طول 3 ماه گذشته از سوی حاکمیت بر پیکرش نشسته بیش از گذشته معترض و حتی عصبانی است. محیط عمومی دانشگاه ها به علت برخوردهای غیرعقلانی متعدد اخیر ملتهب است.
دانشگاه نمی تواند خالی از انتقاد و اعتراض باشد. برخورد غیرعقلانی با دانشگاه و عدم پذیرش واقعیات موجود نتیجه معکوس دارد و به سرعت نتیجه این حرکات در محیط دانشگاه ها ظهور و بروز پیدا می کند. گروه های تروريستي فرصت طلبی هستند که دل در گروی این آب و خاک ندارند و مترصدند از فرصت به وجود آمده غیرمسئولانه در جهت اهداف خود سوء استفاده کنند. در صورت نادیده گرفتن مطالبات به حق دانشجویان و تنگ شدن عرصه برای حرکت های معقول دانشجویی، عرصه برای سوء استفاده این گروه ها برای نیرو گرفتن از دانشگاه در جهت اهداف شوم خود آغاز می شود که دود آن بیش از همه به چشم حاکمیت خواهد رفت و متضرر اصلی ملت و کشور ایران خواهند بود.
در همین راستا در ابتدای سال تحصیلی جدید به اندک نیروهای عقلانی موجود در حاکمیت باید توصیه کرد که از راه پراشتباه گذشته از هر کجا که بازگردند دیر نیست. خواباندن التهاب دانشگاه ها با زدن و بستن و گرفتن امکان پذیر نیست که این خود نفتی است بر آتش التهابات موجود. برای فرونشاندن التهابات بایستی حق دانشجویان مظلوم از ظالمان بی هیچ معطلی ستانده شود، دانشجویان در بند آزاد شوند، روند محاکمه ناعادلانه، اخذ اعترافات زیر فشار و صدور احکام سنگین متوقف شود، از دانشجویان اعاده حیثیت شود، قاتلین دانشجویانی چون محسن روح الامینی، کیانوش آسا، پرنداخ، امیر بروایه، امیر جوادی فر و... به سرعت شناسایی و مجازات شوند، حمله کنندگان به کوی دانشگاه تهران، دانشگاه صنعتی اصفهان، دانشگاه شیراز شناسایی و خط و ربط آن ها به مردم معرفی شود. حق فعالیت مسالمت آمیز و در چارچوب قانون در دانشگاه ها برای کلیه فعالین دانشجویی به رسمیت شناخته شود. تنها در این صورت است که می توان بر جراحات موجود بر پیکر دانشگاه مرهم نهاد و آن را آرام کرد.
دانشگاه باور به حرکت اصلاح طلبانه و مسالمت آمیز دارد و نه حرکتی انقلابی، چراکه باور اصلاح طلبانه به دموکراسی می رسد و دموکراسی از راه مطالبه محوری و احترام به جامعه مدنی محقق می شود. میان نهادهای مدنی، احزاب سیاسی و فعالان سیاسی با دانشگاه بایستی رابطه تعاملی وجود داشته باشد و مکررا باید گفت که این رابطه با نهاد های اجتماعی رابطه ای مستقل و مرتبط است. تلاش دانشگاه در جهت ایجاد گفتمان اقناعی برای تردیدهای فراوان دانشجویان و مردم است و در عین حال ایجاد فضایی برای گفتگو و گسترش حق و فرصت پی گیری مطالبات و گفتگوی مستقیم و بدون دغدغه و سانسور با دانشجویان و نهاد های اجتماعی است.
دفتر تحکیم وحدت ضمن تبریک آغاز سال تحصیلی جدید به عموم دانشجویان عزیز و اساتید محترم خواستار آزادی هر چه سریعتر گروگان های کودتای انتخابات اخیر از زندان هاست که اکنون بیش از 100 روز است که در شرایط سخت و ناگواری را سپری می کنند. دانشگاه بی صبرانه منتظر در آغوش کشیدن فرزندان خود دکتر سعید حجاریان، دکتر امینی، دکتر احمد زیدآبادی، عبدالله مومنی، کیوان صمیمی، جهانبخش خانجانی، داود سلیمانی، علی تاجرنیا، ضیاء نبوی، مجید دری، شبنم مددزاده و دیگر آزادیخواهان و حق طلبان در بند است.
"دير شده است، طفل انتظار پير شده است، دل صبر ازاين شيوه سير شده است. اگر ايران است، اگر ايمان است، اگر کرامت انسان است، اگر خرد و برهان است، اگر عشق و عرفان است همه دستخوش تاراج و طوفان است. کجاست شير دلی کز بلا نپرهيزد؟"
اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان
دانشگاه های سراسر کشور
دفتر تحکیم وحدت
7 مهرماه 1388
در پی نامه میرحسین موسوی به برخی از مراجع تقلید که طی آن توضیحاتی درباره بیانیه شماره 11 داده شده بود و از این مراجع درباره آن نظرخواهی شده بود، آیتالله صانعی نیز پس از آیتالله منتظری به این نامه به شرح زیر پاسخ داد:
بسمه تعالی
حضور محترم دوست مکرم و متعهد و يار ديرينه امام امت (سلام الله عليه) جناب آقای مهندس ميرحسين موسوی (دام عزه)
نامه حضرتعالی واصل گرديد، اميدواريم طرح و برنامه متين شما همراه با آگاه سازی بيشتر جامعه که هدف رسالت انبياء عظام، شهادت شهداء، تقوای متقين و عبادت اولياء الله می باشد، صورت گيرد و تحقق قسط به عنوان يک فرهنگ برای جامعه درآيد و مردم به حقوقشان نائل آيند «لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ».
و بايد دقت نمود که از اهداف مهم هر طرح و برنامه اي، ايجاد وحدت و اتحاد بيش از پيش بين مظلومين باشد که منشاء همه خيرات همان اتحاد و اعتصام به حبل الله می باشد و لازم است مراقبت شود که خدای ناخواسته کلمه اتحاد و اعتصام به حبل الله سبب رخنه ظالمان و ستمکاران در صفوف مظلومان نگردد که نتيجه آن چيزی جز تداوم ظلم و ستم نخواهد بود.
قم المقدسة
يوسف صانعی
1/7/1388
برگرفته از: پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیتالله صانعی
خلاصه:
صدها نفر از ایرانیان شب گذشته با تجمع در مقابل هتل محل اقامت احمدی نژاد خواهان اخراج وی از امریکا شدند. در این تجمع که در مقابل هتل اینتر کانتیننتال شهر نیویورک برگزار شد، تجمع کنندگان نسبت به حضور احمدی نژاد در امریکا و عملکرد حاکمیت در قتل و ضرب و جرح معترضان به نتیجه انتخابات، اعتراض کردند. این تجمع همزمان با پایان یافتن سخنان وی در مجمع عمومی سازمان ملل برگزار شد.
محمد تهوری:
صدها نفر از ایرانیان شب گذشته با تجمع در مقابل هتل محل اقامت احمدی نژاد خواهان اخراج وی از امریکا شدند. در این تجمع که در مقابل هتل اینتر کانتیننتال شهر نیویورک برگزار شد، تجمع کنندگان نسبت به حضور احمدی نژاد در امریکا و عملکرد حاکمیت در قتل و ضرب و جرح معترضان به نتیجه انتخابات، اعتراض کردند. این تجمع همزمان با پایان یافتن سخنان وی در مجمع عمومی سازمان ملل برگزار شد.
به گزارش خبرنگار جرس از نیویورک، در این تجمع که از ساعت 8 شب به وقت محلی برگزار شد، ایرانیان معترض با سر دادن شعار "احمدی نژاد باید امریکا را ترک کند" اعترض خود را به حضور او در این کشور اعلام کردند. در این تجمع که تا ساعت 10 شب به طول انجامید، معترضان با سر دادن شعارهایی همچون "مرگ بر دیکتاتور"، "دموکراسی برای ایران"، "نه غزه- نه لبنان، جانم فدای ایران"، "جدایی دین از سیاست، خواست هر ایرانی ست" و "احمدی، احمدی این آخرین پیام است؛ جنبش سبز ایران آماده قیام است" اعتراض خود را نشان دادند.
تجمع کنندگان همچنین با اعتراض به میهمانان ضیافت شام احمدی نژاد، حضور ایرانیان در این مراسم را مایه شرم و خجالت خواندند. آنها با شعار "ایرانی بی غیرت، خجالت خجالت" اعتراض شان را به پذیرش دعوت احمدی نژاد توسط جمعی از ایرانیان ساکن امریکا ابراز داشتند. ضیافت شام احمدی نژاد که توسط نمایندگی ایران در سازمان ملل تدارک دیده شده بود، امسال برخلاف سالهای قبل که با حضور ایرانیان برگزار می شد، با حضور دانشجویان کشورهای مختلف جهان که در امریکا مشغول به تحصیل هستند و تعداد اندکی از دانشجویان ایرانی برگزار شد.
پیش از این دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل با ارسال کارت دعوت برای تعدادی از ایرانیان شناخته شده، خواستار به همراه آوردن چند نفر با خود در این مراسم شده بود، ولی این تقاضا با پاسخ اکثریت مدعوین مواجه نشد، تا آنها مجبور شوند دانشجویان خارجی را جایگزین کنند. در این جلسه که بصورت "پرسش و پاسخ آزاد" با حضور احمدی نژاد برگزار شد، دانشجویان خارجی سوالاتی در خصوص مساله هسته ای، مساله هولوکاست، مسایل مربوط به دریان خزر و مسایل مطرح در دیگر کشورها مثل موضوع آذربایجان مطرح کردند.
از نکات قابل توجه مراسم اعتراضی شب گذشته که مقابل هتل محل اقامت احمدی نژاد برگزار شد، ورود هیات همراه احمدی نژاد از در اصلی هتل و از مقابل دیدگان معترضان بود حال آنکه احمدی نژاد از یکی از درهای فرعی، بدون اطلاع معترضان وارد هتل شد. تجمع کنندگان با مشاهده هیات همراه، انتقادات شدیدی از احمدی نژاد و حاکمیت در قتل جوانان سبز ایران مطرح کرده و در مواردی با هیات همواره وارد بحث شدند. اسفندیار رحیم مشایی مسوول دفتر احمدی نژاد از جمله اعضای هیات بود که به ناچار به پرسش های انتقاد آمیز تعدادی از جوانان پاسخ داد.
رحیم مشایی با قبول انتقادات جوانان، خود را "منتقد رژیم جمهوری اسلامی" معرفی کرد و گفت: ما برای جلوگیری از انحرافات در دولت ایستاده ایم. او قتل ندا آقا سلطان را مشکوک دانست و گفت: ندا کشته شد ولی نه در راهپیمایی. او مدعی شد که این واقعیت با گذشت زمان روشن می شود. او "دست هایی" را در قتل ندا دخیل دانست.
دو نماینده روحانی مجلس که در هیات همراه حضور داشتند تند ترین انتقادات را متحمل شدند. تجمع کنندگان با سر دادن شعارهایی شدید الحن به حضور آنها در امریکا اعتراض کردند.
یکی دیگر از نکات قابل توجه مراسم دیشب، حضور قابل توجه جوانان و دانشجویان بود که با سردادن شعار یاحسین میرحسین، کروبی حمایتت می کنیم و ... می کوشیدند حمایت خود را از جنبش سبز مردم ایران و رهبران آنها اعلام کنند. در میان آنها تعدادی از طرفداران برخی گروههای سیاسی از جمله مشروطه خواهان و جمهوری خواهان نیز دیده می شد.
صبح و عصر دیروز نیز هزاران نفر از ایرانیان، شهر نیویورک را سبز کردند. آنها با تجمع بزرگ خود مقابل سازمان ملل و با سردادن شعارهایی در انتقاد از خامنه ای و احمدی نژاد، آنها را مسوول قتل تعدادی از جوانان سبز وطن دانستند. این مراسم صبح و عصر امروز نیز در مقابل سازمان ملل ادامه خواهد داشت. امروز همچنین تومار دو هزار متری ایرانیان معترض به نتیجه انتخابات که پیش از این مقابل برج ایفل در شهر پاریس به نمایش در آمده بود را در روی یکی از پل های طولانی شهر نیویورک به معرض دید عموم قرار خواهند داد. امضاء کنندگان این تومار اعلام کرده اند که احمدی نژاد رئیس جمهور ایران نیست.
احمدی نژاد و هیات همراه عصر روز جمعه نیویورک را به مقصد تهران ترک خواهد کرد. گفته می شود دیدار و گفتگو با مقامات امریکایی مهمترین اولویت سفر احمدی نژاد به نیویورک است. اما هنوز روشن نیست که طرف امریکایی به تقاضاهای احمدی نژاد پاسخ مثبت داده است یا خیر.
مجلس خبرگان که هنوز معلوم نشده در جلسات غیر علنی آن چه گذشت، شتابزده به کار خود پایان داد. پایان بخش کار این مجلس، بیانیه ای بود که سیداحمد خاتمی قرائت کرد. روحانی بی اصل و ریشه ای که هنوز کسی نمی داند در سالهای انقلاب و پس از انقلاب کجا بوده و چگونه به یکباره رویش (اصطلاح علی خامنه ای) کرده است. عضویت در شورای نگهبان، عضویت در مجلس خبرگان و قرار گرفتن در ترکیب رهبری این مجلس و عضو تیم سه نفره مشاوران کودتائی رهبر، مرکب از وی، شیخ محمد یزدی و احمد جنتی!
بموجب نخستین گزارش هائی که منتشر شده، در جلسه پایان که در آن بیانیه مجلس را می خواسته اند قرائت کنند، شماری از معترضان که در جمع آنها هاشمی رفسنجانی رئیس این مجلس نیز قرار داشته، جلسه را ترک کرده و بیانیه درحالی قرائت شد که ریاست مجلس را آیت الله شاهرودی برعهده گرفته بود.
غیب این افراد، هنگام قرائت بیانیه مجلس که درحقیقت بیانیه ای در تائید کودتای 22 خرداد و تائید جنایات و سرکوب مردم است، نشان دهنده آن بحث ها و مشاجراتی می تواند باشد که در جلسات غیر علنی مجلس جریان داشته است. این غیبت نشان دهنده آنست که بر سر متن این بیانیه اختلاف نظر جدی وجود داشته و شماری از اعضای مجلس موافق تائید کودتا و مشروعیت علی خامنه ای برای رهبری نبوده اند. و یا حداقل طرفدار حمایت از کودتا نبوده و خواهان اشاره به مخالفت با سرکوب مردم و تذکر به رهبر بوده اند. بصورت مرسوم، در پایان جلسات مجلس، نمایندگان با علی خامنه ای دیدار می کنند. حال باید دید این دیدار بصورت علنی و رسمی برگزار می شود یا نه و نمایندگانی که در این دیدار حضور می یابد، همه نمایندگان این مجلس اند یا خیر. با این حضور و عدم حضور است که می توان حدس زد چه تعداد و چه ترکیبی با بیانیه کودتائی مجلس مخالف بوده اند و یا اساسا اجازه داده اند که به تهران آمده و در جلسات چند روز اخیر این مجلس شرکت کنند یا خیر.
بیانیه پایانی مجلس که احمد خاتمی آن را قرائت کرد، چیزی نیست جز متن شسته رفته تر بیانیه های دفتر سیاسی سپاه پاسداران و مقالاتی که حسین شریعتمداری در کیهان می نویسد. به همین دلیل آن را می تواند بیانیه کودتائی مجلس خبرگان قلمداد کرد، که این مجلس را نه در کنار مردم، بلکه در برابر مردم و درکنار رهبر و دیگر عوامل کودتا قرار داد. همانگونه که پیش بینی می شود، نهادهای وابسته به رهبری و مجلس خبرگان و شخص خود علی خامنه ای، سرنوشت خود را با سرنوشت کودتای 22 خرداد، سرانجام بازی با بمب اتمی و حمله و جنگ پیوند زده اند. اعلام سلامت انتخابات پرتقلبی که انجام شد و در پایان آن دست به کودتا زدند، حمایت از احمدی نژاد و همچنین حمایت از فرامین رهبر برای سرکوب مردم در خطبه نماز جمعه 29 خرداد و... همگی، مجلس خبرگان را به ستاد کودتا پیوند زد و یا پیوندی که بود آشکار کرد. در تمام متن این بیانیه، اشاره ای به جنایات و اعتراض ها و خواست های مردم نشد، که این نیز طبیعی بود، زیرا این مجلس حسابش از مردم جداست. همچنان که مردم نیز حسابشان را از این نهادها جدا کرده اند.
در بیانیه کودتائی مجلس خبرگان گفته می شود:
ما ضمن بیعت مجدد با رهبر انقلاب بار دیگر پشتیبانی قاطع خود را از معظمله که ادامهدهنده راه بنیانگذار مقدس اسلامی حضرت امام خمینی است اعلام میداریم و همچنان معظمله را تنها گزینهای میدانیم که لباس رهبری امت بر قامتش زیبنده است.
مجلس خبرگان رهبری از حضور شکوهمند و افتخارآفرین امت اسلامی در راهپیمایی روز جهانی تشکر می کند!
انتخابات دهمین دوره ریاستجمهوری فصل جدیدی در تاریخ انقلاب اسلامی گشود و اثبات کرد نظام بیش از همیشه از پشتوانه حمایت عظیم مردمی برخوردار است.
استکبار جهانی پس از این حماسه بینظیر وارد صحنه شد و در سلسله اقدامات خود برای استحاله انقلاب و سرنگونی آن ایجاد فتنه و اغتشاشات اخیر متوسل شد و برای دستیابی به این هدف با برنامهریزی وسیع تلاش کرد تا با تکیه بر ابزار رسانهای گسترده و امکانات سیاسی خود در داخل و خارج و استفاده از برخی غفلتها و سوءرفتارهای سیاسی بعضی عناصر داخلی به گمان خود از ملت ایران انتقام گرفته و کام ملت ایران را در این پیروزی بزرگ تلخ و عظمت آن را در چشم جهانیان کوچک کند اما امت ولایی ما با همراهی رهبری و هوشیاری اعجاببرانگیز خود این نقشه شوم را به شکستی تلخ برای دشمن مبدل کرد.
بدون شک تدابیر حکیمانه مقام معظم رهبری در خاموش کردن آتش فتنه و حوادث پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری و مقاومت معظم له در برابر تشکیک بی اساس نسبت به صحت و سلامت انتخابات ستودنی است و دلیلی قاطع بر هوشمندی و تدبیر ایشان می باشد. هدایت های هوشمندانه معظم له در خطبه های 29 خرداد و 21 ماه رمضان تاثیری شگرفت در افشای لایه های پنهان و آشکار توطئه داشت .
مجلس خبرگان رهبری انتخاب مجدد جناب آقای دکتر احمدی نژاد به ریاست جمهوری و تشکیل دولت دهم را به ایشان تبریک می گوید
در آستانه سال تحصیلی جدید انتظار میرود که با هوشیاری مراقب توطئه کسانی که میخواهند با ایجاد فضای متشنج و ناآرام مانع آموزش و پژوهش گردند باشند.
(آن باد و بروت پیروزی را در همین بند آخر بیانیه مجلس خبرگان تفسیر کنید که از مدارس و دانش آموزان هم می ترسند. بقیه اش را از همینجا حدس بزنید. یکبار آیت الله خمینی که درحاضر جوابی و تسلط به ادبیات ایران، در میان روحانیون کم نظیر بود، در جریان تصرف سفارت امریکا و تهدیدهائی که امریکا می کرد، ذکر داستانی از مثنوی مولوی کرد که حالا برای امثال سید احمد خاتمی و احمد جنتی و خبرگان و رهبری صادق است. او در باره تهدیدهای امریکا گفت: من یاد آن شیر پیر داستان ملای رُمی می افتم که برای آن که بگوید هنوز شیر است، نعره ای می کشید، اما در عین حال بادی هم از عقب او در می رفت!)
ما پیشنهاد میکنیم که به ارسال کیهان برای زندانیان اوین حتما ادامه داده شود، چون به نظر تفریحی بالاتر از خواندن کیهان و تحلیلهای هوشمندانه(!) آن برای اسرای در بند وجود نخواهد داشت. نویسندگان روزنامه کیهان این روزها همزمان با سفر رئیس دولت کودتا به سازمان ملل بیش از پیش دچار خودزنی شدهاند، مطلب گفت و شنود امروز را در این جریده ببینید:
معجزه ! (گفت و شنود)
گفت: دیدی چه خاكی بر سرم شد؟
گفتم: چی شده؟ چرا لباس مشكی پوشیده ای؟ چرا گریه می كنی؟
گفت: یكی از اقوام نزدیكم فوت كرده.
گفتم: این كه گریه و زاری نداره! اگر یكی دو هفته صبر و حوصله كنی دوباره زنده می شود!
گفت: چرا پرت و پلا میگی؟! چطور ممكنه كه دوباره زنده بشه؟!
گفتم: همین الان به دفتر موسوی و كروبی زنگ بزن، و بگو فامیل شما دستگیر شده بود و در زندان زیر شكنجه فوت كرده.
گفت: مرد حسابی فامیل ما اصلاً بازداشت نشده بود ، او بر اثر بیماری سرطان فوت كرد.
گفتم: تو به این چیزها كاری نداشته باش، تو فقط به آنها زنگ بزن. آنها اعلام می كنند كه فامیل شما در زندان و زیر شكنجه فوت كرده، بعد خودشان به رادیو اسرائیل و بی بی سی و رادیو آمریكا خبر می دهند و برایش مجلس ختم می گذارند و بعد...
گفت: بعد چی؟!
گفتم: بعدش فامیل فوت كرده شما هم مثل بقیه آنهایی كه موسوی و كروبی خبر كشته شدنشان را داده و برایشان ختم گرفته بودند، زنده می شود! و قضیه به خوبی و خوشی پایان می گیرد(!)
* با تشکر از طنزنویس عزیز کیهان، که کار ما را هم آسان کرده است، بهتر از این نمیشد اوضاع جامعه امروز را توضیح داد که هر روز مردهای را به زور نور و تصویر و ظلم و تزویر زنده میکنند!